پرواز اندیشه
برای تازه شدن دیر نیست. گاهی وقتا اگر بخوای صبر کنی تا یک اتفاقی بیفته یا کسی برات کاری بکنه یا احساست تغییر کنه، باختی. چون فقط خودت هستی که می تونی همه چیز رو عوض کنی. حتی اگر مجبور بشی قلمو دستت بگیری و همه دورو برت را رنگ کنی، حتی آدمها رو 
قالب وبلاگ
نويسندگان

همیشه برای دیدن زیباییها دنبال گل سرخ و باران ... نباش،
گاهی در انتهای خارهای یک کاکتوس
به غنچه‌ای می رسی که چشمانت را نوازش می کند.

[ ۱۳٩٠/٩/٦ ] [ ۳:٥۳ ‎ب.ظ ] [ Shiva ]

آنچه رخ داده است را می پذیرم.
اما تلاش می کنم آنچه روی نداده را به میل خویش بسازم.

[ ۱۳٩٠/٩/٦ ] [ ۳:۳٢ ‎ب.ظ ] [ Shiva ]

ابتدا تو را نادیده می گیرند،
سپس مسخره ات می کنند
و بعد با تو می جنگند
ولی در نهایت پیروزی از آن توست.

گاندی

[ ۱۳٩٠/٩/٦ ] [ ۳:۱٠ ‎ب.ظ ] [ Shiva ]

با سنگ هایی که در سر راهت میگذارند هم میتوانی چیز قشنگ بسازی.

[ ۱۳٩٠/٩/٦ ] [ ۳:٠٦ ‎ب.ظ ] [ Shiva ]

زمین خوردی؟ اصلا مهـم نیست! مهم دوباره برخاستن است!

[ ۱۳٩٠/۸/٢۱ ] [ ٩:٠۳ ‎ق.ظ ] [ Shiva ]

پیمانی را که در طوفان با خدایت بستی، در آرامش فراموش مکن !!

[ ۱۳٩٠/۸/٢۱ ] [ ٩:٠٠ ‎ق.ظ ] [ Shiva ]

چه رنجی است لذت را تنها بردن
و چه زشت است زیبایی را تنها دیدن
و چه بدبختی آزار دهنده ای است تنها خوشبخت بودن!

[ ۱۳٩٠/۸/۸ ] [ ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ ] [ Shiva ]

دو چیز را همیشه فراموش کن:
خوبی ای که به کسی می کنی
بدی ای که کسی به تو می کند

[ ۱۳٩٠/۸/۸ ] [ ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ ] [ Shiva ]

در زندگی خود چهار چیز را هیچوقت نشکنید: اعتماد، قول، ارتباط و قلب؛
شکسته شدن آنها صدائی ندارد ولی دردناک است.

[ ۱۳٩٠/۸/۸ ] [ ۱٢:٢٩ ‎ب.ظ ] [ Shiva ]

مثل درخت باش که در تهاجم پاییز هرچه بدهد روح زندگی را برای خویش نگه می دارد.

[ ۱۳٩٠/۸/۸ ] [ ۱٢:٢٥ ‎ب.ظ ] [ Shiva ]

وقتی خدا تو رو به لبه صخره هدایت می کنه، بهش کاملاً اعتماد کن.
فقط یکی از این دوتا اتفاق میافته:
یا می گیردت وقتی می افتی، یا بهت یاد میده پرواز کنی.

[ ۱۳٩٠/۸/۸ ] [ ۱٢:٠٦ ‎ب.ظ ] [ Shiva ]

وقتی تخم مرغ به وسیله یک نیرو از خارج می شکند، یک زندگی به پایان می رسد. ...
وقتی تخم مرغ به وسیله نیرویی از داخل می شکند، یک زندگی آغاز می شود.
تغییرات بزرگ همواره با نیروی درونی شروع می شود.

[ ۱۳٩٠/٦/٥ ] [ ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ ] [ Shiva ]

علم هدف را به تو نشان می هد
اما عمل است که تو را به هدف می رساند.
پس اگر هدف را می دانی، معطل نکن، دست به عمل بزن

[ ۱۳٩٠/٦/٥ ] [ ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ ] [ Shiva ]

اگر حرکت نکنی، آن جایی که هستی، همان جایی است که همیشه خواهی بود.

[ ۱۳٩٠/٦/٥ ] [ ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ ] [ Shiva ]

از کامیابی اندکی می آموزی
اما از شکست می توانی بسیار بیاموزی.

[ ۱۳٩٠/٥/۱٦ ] [ ٢:٢٥ ‎ب.ظ ] [ Shiva ]

زمانی که کمتر از همیشه سزاوار دوست داشتن هستم،
مرا دوست بدار،
چرا که درست آن زمان است که محتاجش هستم.

[ ۱۳٩٠/٥/۱٦ ] [ ٢:٢۳ ‎ب.ظ ] [ Shiva ]

همه می‌خواهند بشریت را عوض کنند، دریغا که هیچ کس در این اندیشه نیست که خود را عوض کند!

[ ۱۳٩٠/٤/۱۱ ] [ ٩:٢٠ ‎ق.ظ ] [ Shiva ]

مردم ممکن است به حرف‌هایت شک کنند، اما عملت را باور می‌کنند.

[ ۱۳٩٠/٤/٦ ] [ ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ ] [ Shiva ]

گاهی سکوت بهترین پاسخ است!

[ ۱۳٩٠/٤/٦ ] [ ۱٠:٥٩ ‎ق.ظ ] [ Shiva ]

دیگران را ببخش نه فقط برای اینکه آن ها لایق بخشش اند 

به این خاطر که شما لایق آرامش هستید.

[ ۱۳٩٠/٤/۱ ] [ ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ ] [ Shiva ]

خاک و کود لازم است تا گل بروید،

اما گل نه خاک است و نه کود

[ ۱۳٩٠/٤/۱ ] [ ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ ] [ Shiva ]

مهم نیست که بزرگ باشی یا کوچک

مهم این است که سخت تلاش کنی، همین!

[ ۱۳٩٠/٤/۱ ] [ ۱٠:٤٩ ‎ق.ظ ] [ Shiva ]

ما سه چیز را در دوران کودکی جا گذاشته ایم:
شادمانی بی دلیل، دوست داشتن بی دریغ، کنجکاوی بی انتها

[ ۱۳٩٠/٤/۱ ] [ ۱٠:٤٧ ‎ق.ظ ] [ Shiva ]

هر رفتنی رسیدن نیست، ولی برای رسیدن باید رفت.

[ ۱۳٩٠/٤/۱ ] [ ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ ] [ Shiva ]

ساقه شکستن، قانون طوفان است، تو نسیم باش و نوازش کن!

[ ۱۳٩٠/٤/۱ ] [ ۱٠:٤۱ ‎ق.ظ ] [ Shiva ]

آبی به صورتم زدم و از روی سنگها به بالای چشمه خزیدم. نسیم خنکی، پوستم رو نوازش داد. خنک تر شدم.حس خوبی پیدا کردم. این همون نسیمی بود که چند لحظه پیش خوشه های یکدست و شیطون گندم زار رو رقصونده بود و احتمالا بعد از من سراغ موهای شانه نکرده دخترک میرفت تا اونا رو از روی پیشونیش کنار بزنه و افق دیدش رو وسیع تر کنه. چقدر آروم و بی ادعا حتی صبر نکرد تا حضورش به اثبات برسه . ایکاش هممون مثل نسیم باشیم. محبت کنیم و بگذریم فقط همین!

[ ۱۳٩٠/٤/۱ ] [ ۱٠:٤٠ ‎ق.ظ ] [ Shiva ]

خداوند سه جور به دعاهای ما پاسخ می دهد:
می گوید آری و همان را می دهد،
می گوید نه و بهتر از آن را می دهد،
می گوید صبرکن و بهترین را می دهد!

[ ۱۳٩٠/۳/۱۸ ] [ ٢:۳۱ ‎ب.ظ ] [ Shiva ]

به خدا گفتم "بیا دنیا رو قسمت کنیم! آسمون واسه من، ابراش مال تو، دریا مال من، موج هاش مال تو، ماه برای من، خورشید برای تو،

خدا خندید و گفت: تو بندگی کن، همه دنیا مال تو، ... من هم مال تو!

[ ۱۳٩٠/۳/۱۸ ] [ ٢:۱٤ ‎ب.ظ ] [ Shiva ]

انسان نمی تواند به همه نیکی کند ولی می تواند نیکی را به همه نشان دهد.

[ ۱۳٩٠/۳/۱٧ ] [ ٢:٥۳ ‎ب.ظ ] [ Shiva ]

معلم واقعی اندیشیدن می آموزد، نه اندیشه

[ ۱۳٩٠/۳/۱٧ ] [ ٢:٤٠ ‎ب.ظ ] [ Shiva ]

دنیا دو روز است:


آن روز که با تو نیست، صبور باش
و
آن روز که با توست، مغرور نباش

زیرا هر دو پایان پذیر است.

[ ۱۳٩٠/۳/۱٧ ] [ ٢:۱۸ ‎ب.ظ ] [ Shiva ]

لحظات شادی خدا را ستایش کن، لحظات سختی خدا را جستجو کن، لحظات آرامش خدا را مناجات کن، لحظات دردآور به خدا اعتماد کن و در تمام لحظات خداوند را شکر کن.

[ ۱۳٩٠/۳/۱٧ ] [ ٢:۱٧ ‎ب.ظ ] [ Shiva ]

آسان‌ترین راه آشنایی، یک سلام است، ولی گرم و صمیمی.

آسان‌ترین راه قدردانی، یک تشکر ساده است، ولی خالص و صمیمانه.

آسان‌ترین راه عذر خواهی، عدم تکرار اشتباه قبلی است.

آسان‌ترین راه ابراز عشق، به زبان آوردن آن است.

آسان‌ترین راه رسیدن به هدف، خط مستقیم است.

آسان‌ترین راه پول در آوردن، آن است که همواره در کارت رعایت انصاف را بکنی.

آسان‌ترین راه احترام، اجتناب از گزافه‌گویی و گنده‌گویی است.

آسان‌ترین راه جلب محبت، آن است که تو نیز متقابلا عشق بورزی و محبت کنی.

آسان‌ترین راه مبارزه با مشکلات، روبرو شدن با آنهاست نه فرار.

آسان‌ترین راه رسیدن به آرامش، آن است که سالم و بی‌غل و غش زندگی کنی.

آسان‌ترین دوستی، همیشه بهترین دوستی نیست. این را به خاطر بسپار.

آسان‌ترین بحث، بحث در باره چیزهای خوب و امیدوار کننده است.

آسان‌ترین برد، آن است که خود را از پیش بازنده ندانی.

آسان‌ترین راه خوب زیستن، ساده زیستن است.

آسان‌ترین راه دوری از گناه، آن است که همیشه بدانی چیزی به نام وجدان داری.

آسان‌ترین و در عین حال با ارزش‌ترین عشق، بی‌ریا‌ترین آن است.

آسان‌ترین راه بودن، آن است که حس بودن همیشه در وجودت شعله‌ور باشد.

آسان‌ترین راه راحت بودن، آن است که خودت را همان طور که هستی بپذیری و در همه حال خودت باشی.

آسان‌ترین راه خوشبخت زیستن، آن است که همان طور که برای خودت ارزش قایلی، برای دیگران نیز ارزش قایل شوی بدون توجه به موقعیت طرف مقابل.

[ ۱۳۸٩/۱۱/۳ ] [ ٢:۱٥ ‎ب.ظ ] [ Shiva ]

برای پرواز به آسمانها، منتظر نمان که عقابی نیرومند بیاید و از زمینت برگیرد و در آسمانهایت پرواز دهد.
بکوش تا پر پرواز به بازوانت جوانه زند و بروید و
بکوش تا اینهمه گوشت و پیه و استخوان سنگین را که چنین به زمین وفادارت کرده است، سبک کنی و از خویش بزدایی،
آنگاه به جای خزیدن، خواهی پرید.
در پرنده شدن خویش بکوش و این یعنی بیرون آمدن از زندانهای اسارت

[ ۱۳۸٩/۱٠/٢٦ ] [ ۱٠:٢۱ ‎ق.ظ ] [ Shiva ]

همیشه چند قدم آخر است که سخت ترین قسمت راه است

[ ۱۳۸٩/۸/۱۸ ] [ ٢:٠٠ ‎ب.ظ ] [ Shiva ]

وظیفه ی من اینست:
«حمل باری که خودم هستم»
تا آخر راه .

[ ۱۳۸٩/۸/۱۸ ] [ ۱:٥٧ ‎ب.ظ ] [ Shiva ]

گاهی مجبور است برای راحت کردن خیال دیگران
خودش را خوشحال نشان بدهد.

[ ۱۳۸٩/۸/۱۸ ] [ ۱:٥٤ ‎ب.ظ ] [ Shiva ]

پیش ترها چیز هایی برایم مهم بودند که حالا دیگر مهم نیستند
و
آنچه امروز برایم مهم است، فردا نخواهد بود.

[ ۱۳۸٩/۸/۱۸ ] [ ۱:٥٠ ‎ب.ظ ] [ Shiva ]

فرار راه به دخمه ای می برد برای پنهان شدن, نه آزادی

[ ۱۳۸٩/۸/۱۸ ] [ ۱:٤۸ ‎ب.ظ ] [ Shiva ]

آنها که دوستشان می دارم می توانند دوستم نداشته باشند.

[ ۱۳۸٩/۸/۱۸ ] [ ۱:٤٦ ‎ب.ظ ] [ Shiva ]

در حرکت همیشه افق های تازه هست

[ ۱۳۸٩/۸/۱۸ ] [ ۱:٤۳ ‎ب.ظ ] [ Shiva ]

زخم نیست آنچه درد می آورد، عفونت است.

[ ۱۳۸٩/۸/۱۸ ] [ ۱:٤٠ ‎ب.ظ ] [ Shiva ]

من با تمام هستی ام هستم , با همه ضعفها , دلهره ها , امیدها و توانم . درونم به وسعت تجربه ایست که از زندگی می شناسم. در باور من اصل مهم پذیرش اشتباه است که تعریف دیگر زندگیست, پذیرش دلتنگیهاست که تعریف دیگر عشق است . گرچه آنچه مهم است به چشم نمی آید و آنچه گفتنی است در قلب می ماند تا در سکوت ابراز شود.
در طول سالهای عمر درسهای زندگی را به سختی آموختم  و در لحظه های نفس گیر دریافتم که هیچ اعتباری به کار جهان نیست. از غمهای جدایی کوره ای برپا کردم تا در آتش آن گداخته شوم و بتوانم به دور از کینه های فلک کج رفتار , دوباره از خاکستر خود متولد شوم.
من با صداقتهایم در زندگی حضور یافته ام , شادیها را در اوج زیسته ام , عمق دردها را شکافته و هیچگاه از تقدیر نگریخته ام. حرمتها و ارزشها را می شناسم , هیچگاه فریب نداده ام و فریب هم نخورده ام.
آن زمان که عشق به سراغم آمد ادعای مالکیت جهان را کردم و همه کس و همه چیز را متعلق به خود دانستم و امروز تهی از خودخواهیها و تصاحبها , با نگاهی عاشقانه به زندگی از هر چه هست " تنها " مالک تنهایی خویشم و غیاب حضورم را اعلام می کنم که این است نظام عشق; هیچکس نبودن
.

"این متن هارمونی با وبلاگم نداره ولی برام اینقدر عمق و معنی داشت که تصمیم گرفتم در وبلاگ بزارمش, شایدم یه جورایی به خودم شبیه باشه. امیدوارم شما هم خوشتون بیاد."

[ ۱۳۸٩/۸/۱٦ ] [ ۱:۳۱ ‎ب.ظ ] [ Shiva ]

برنده، روی پای خود می ایستد و از اینکه دیگران، به وی تکیه کنند، احساس تحمیل شدن نمی کند.

برنده، به افراد برتر از خود، احترام میگذارد و سعی میکند تا از آنان چیزی بیاموزد.
برنده، میداند که گاهی اوقات، پیروزی به بهای بسیار گرانی بدست
می آید
.
برنده، از اشتباهات خود درس می گیرد.
برنده، ترجیح می دهد که، خود را مسئول شکست هایش بداند و نه دیگران را، ولی وقت زیادی را صرف عیب جویی نمی کند
برنده، می داند که هر قاعده ای در هر کتابی را می توان نادیده انگاشت جز یکی، « همانی که هستی و میخواستی، باش »، تنها برگ برنده، در دنیا همین است.

[ ۱۳۸٩/۸/۱٦ ] [ ٩:٢٤ ‎ق.ظ ] [ Shiva ]

همیشه برای کسی که به هیچ عنوان قادر به کمک کردنش نیستم
دعا می کنم

[ ۱۳۸٩/۸/۱٦ ] [ ٩:۱۳ ‎ق.ظ ] [ Shiva ]

با پول می شود:
خانه خرید ولی آشیانه نه،
رختخواب خرید ولی خواب نه، 
ساعت خرید ولی زمان نه،
می توان مقام خرید ولی احترام نه،
می توان کتاب خرید ولی دانش نه،
دارو خرید ولی سلامتی نه،
خانه خرید ولی زندگی نه،
می توان قلب خرید، ولی عشق را نه

[ ۱۳۸٩/۸/۱٦ ] [ ٩:٠٦ ‎ق.ظ ] [ Shiva ]

               زندگی دشوار است، اما من از او سخت ترم

[ ۱۳۸٩/۸/۱٦ ] [ ٩:٠٤ ‎ق.ظ ] [ Shiva ]

آموخته ام …
گاهی تمام چیزهایی که یک نفر می خواهد،
فقط دستی است برای گرفتن دست او،
و قلبی است برای فهمیدن وی.

[ ۱۳۸٩/۸/۱٦ ] [ ٩:٠٠ ‎ق.ظ ] [ Shiva ]

خداوند اگر آرزویی در تو قرار داده،


بدان
توانا
یی آن را در تو دیده است!

[ ۱۳۸٩/۸/۱٢ ] [ ٢:۳٧ ‎ب.ظ ] [ Shiva ]

هیچ وقت از مشکلات زندگی ناراحت نشو،


کارگردان همیشه سخت ترین نقش ها را به بهترین بازیگر
 می د
هد.

[ ۱۳۸٩/۸/۱٢ ] [ ٢:۳٤ ‎ب.ظ ] [ Shiva ]

زندگی قانون باورها و لیاقتهاست،


همیشه باور داشته باش که لایق بهترین هایی.

[ ۱۳۸٩/۸/۱٢ ] [ ٢:٢۳ ‎ب.ظ ] [ Shiva ]

 ـ دوست یعنی کسی که وقتی هست آروم باشی و وقتی نیست چیزی توی زندگیت کم باشه

ـ دوست یعنی اون جمله های ساده و بی منظوری که می گی و خیالت راحته که ازش هیچ سوء تعبیری نمی شه

ـ دوست یعنی یه دل اضافه داشتن برای اینکه بدونی هر بار دلت می گیره یه دل دیگه هم دلتنگ غمت می شه

ـ دوست یعنی وقت اضافه ... یعنی تو همیشه عزیزی حتی توی وقت اضافه

ـ دوست یعنی تنهایی هامو می سپرم دست تو چون شک ندارم می فهمیش ...      

ـ دوست یعنی یه راه دو طرفه٬ یه قدم من یه قدم تو ...اما بدون شمارش و حساب و کتاب

ـ دوست یعنی من از بودنت با هر شکل و اخلاقی سربلندم نه سر به زیر و شرمنده

[ ۱۳۸٩/٧/٢٤ ] [ ۱٠:٥۱ ‎ق.ظ ] [ Shiva ]

        خوشبختی به سراغ کسانی می رود که
برای رسیدن به آن تلاش می کنند.

[ ۱۳۸٩/٧/٢۱ ] [ ٩:٥٠ ‎ق.ظ ] [ Shiva ]

گاهی اوقات بدست نیاوردن آنچه می خواهی
نوعی شانس و اقبال است.

[ ۱۳۸٩/٧/٢۱ ] [ ٩:٤٦ ‎ق.ظ ] [ Shiva ]

اصیل بودن و واقعی بودن نهایت زیبایی است.

اصیل بودن یعنی واقعی بودن خنده‌هایت، گریه‌هایت، نفرتت و عشقت و همه زندگیت باید واقعی باشد تا اصیل باشی

[ ۱۳۸٩/٧/۱۸ ] [ ۱:٤٧ ‎ب.ظ ] [ Shiva ]

برای یک بار پریدن ، هزاران هزار بار فرو افتادم

[ ۱۳۸٩/٧/۱۸ ] [ ۱:٤۱ ‎ب.ظ ] [ Shiva ]

برای آنان که مفهوم پرواز را نمیفهمند،

 
هر چه بیشتر اوج بگیری

 
کوچکتر میشوی

[ ۱۳۸٩/٧/۱۸ ] [ ۱:۳٦ ‎ب.ظ ] [ Shiva ]

امروز را برای ابراز احساس به عزیزانت غنمینت بشمار

شاید
فردا احساس باشد اما عزیزی نباشد

[ ۱۳۸٩/٧/۱۸ ] [ ۱:٢٦ ‎ب.ظ ] [ Shiva ]

مهم بودن خوبه ولی خوب بودن خیلی مهم تره

[ ۱۳۸٩/٧/۱۸ ] [ ۱:٢۱ ‎ب.ظ ] [ Shiva ]

از انسانها غمی به دل نگیر
زیرا خود نیز غمگین اند،

با آنکه تنهایند ولی از خود میگریزند
 
زیرا به خود و به عشق خود و به حقیقت خود شک دارند،
پس دوستشان بدار
اگر چه دوستت نداشته باشند.

[ ۱۳۸٩/٧/۱٤ ] [ ٩:٠٤ ‎ق.ظ ] [ Shiva ]

تاریک ترین ساعت شب درست ساعات قبل از طلوع خورشید است

پس همیشه امید داشته باش

[ ۱۳۸٩/٧/۱٤ ] [ ۸:٥٥ ‎ق.ظ ] [ Shiva ]

تو با فکر کردن خلق می کنی،
پس همیشه به بهترینها فکر کن .

[ ۱۳۸٩/٧/٧ ] [ ۱٠:٤٠ ‎ق.ظ ] [ Shiva ]

در نبرد بین روزهای سخت و انسان های سخت،
این انسانهای سخت هستند که باقی میمانند، نه روزهای سخت

[ ۱۳۸٩/٦/٢٩ ] [ ۸:٤۸ ‎ق.ظ ] [ Shiva ]

کودکی که لنگه کفشش را امواج ازاوگرفته بود، روی ساحل نوشت:
                            
دریا دزد کفش های من!
مردی که از دریا ماهی گرفته بود، روی ماسه ها نوشت:
                        سخاوتمند ترین سفره هستی!
موج آمد و جملات را شست و تنها برای من این پیغام راباقی گذاشت:


برداشت های دیگران درمورد خودت را در وسعت خویش حل کن
تا دریا باشی

[ ۱۳۸٩/٦/٢۸ ] [ ۱٢:٠٦ ‎ب.ظ ] [ Shiva ]

هیچ کس نمی تواند به عقب برگردد و از نو شروع کند
اما
همه می توانند از حالا شروع کنند

[ ۱۳۸٩/٦/۳ ] [ ۱٠:٥٤ ‎ق.ظ ] [ Shiva ]

برگ در انتهای زوال می افتد
و
میوه در انتهای کمال.
بنگر که
تو چگونه می افتی...

[ ۱۳۸٩/٥/٢۳ ] [ ۳:٥٠ ‎ب.ظ ] [ Shiva ]

خدایا
توانم ده تا دوست بدارم بی چشم داشت
و
بفهمم دیگران را حتی اگر نفهمند مرا

[ ۱۳۸٩/٥/٢٠ ] [ ٢:٠٢ ‎ب.ظ ] [ Shiva ]

به یاد داشته باش
آینده کتابی است که
امروز می نویسی
پس چیزی بنویس که
فردا از خواندن آن لذت ببری

[ ۱۳۸٩/٥/٢٠ ] [ ۱:٥٥ ‎ب.ظ ] [ Shiva ]

بخند هر چند که غمگینی
ببخش هر چند که مسکینی
فراموش کن هر چند که دلگیری
اینگونه زیستن زیباست
هر چند که آسان نیست

[ ۱۳۸٩/٥/۱٠ ] [ ۱:٠٤ ‎ب.ظ ] [ Shiva ]

وقتی زندگی 100 دلیل برای گریه کردن به تو نشان میده
تو 1000 دلیل برای خندیدن به اون نشون بده.

[ ۱۳۸٩/٥/۳ ] [ ۱:۱٤ ‎ب.ظ ] [ Shiva ]

کوچک باش و عاشق ...
که عشق می داند آئین بزرگ کردنت را ...
بگذارعشق خاصیت تو باشد
نه رابطه خاص تو باکسی

[ ۱۳۸٩/٤/۱٦ ] [ ۱٢:٥٤ ‎ب.ظ ] [ Shiva ]

خدایا
برای همسایه ای که نان مرا ربود، نان
برای دوستی که قلب مرا شکست، مهربانی
برای آنکه روح مرا آزرد، بخشایش
و برای خویشتن خویش، آگاهی و عشق
از درگاهت آرزو دارم

[ ۱۳۸٩/٤/۱٦ ] [ ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ ] [ Shiva ]

همه چیز گاه اگرکمی تیره می نماید....
باز روشن می شود، زود.
تنها فراموش مکن این حقیقتی است:
بارانی باید، تا که رنگین کمانی برآید
و لیموهایی ترش تا که شربتی گوارا فراهم شود
و گاه روزهایی در زحمت تا که از ما انسانهایی تواناتر بسازد

خورشید دوباره خواهد درخشید،
زود،
خواهی دید.

[ ۱۳۸٩/٤/۱۳ ] [ ٤:٠۳ ‎ب.ظ ] [ Shiva ]

وقتی چیزی را از دست می‌دهی، درس گرفتن از آن را از دست نده.

[ ۱۳۸٩/٤/۱۳ ] [ ۳:٤٧ ‎ب.ظ ] [ Shiva ]

پشت سرمن قدم برندار، چون ممکن است راه رو خوبی نباشم.
قبل ازمن نیز قدم برندار، ممکن است من پیرو خوبی نباشم.
همراه من قدم بردار و دوست خوبی برای من باش.

[ ۱۳۸٩/٤/٩ ] [ ٢:٤٥ ‎ب.ظ ] [ Shiva ]

زندگی مانند یک بوم نقاشی است
و این با خود توست،
خواه رنگ شادی بر روی آن بکشی
یا رنگ غم و اندوه

[ ۱۳۸٩/٤/٧ ] [ ۳:٤٤ ‎ب.ظ ] [ Shiva ]

همیشه از خوبیهای آدمها برای خودت دیوار بساز.
پس هر وقت در حق تو بدی کردند،
فقط یک آجر از دیوار بردار.

بی انصافیست اگر دیوار را خراب کنی.

[ ۱۳۸٩/٤/٧ ] [ ۱٠:٤٠ ‎ق.ظ ] [ Shiva ]

زندگی این نیست که
صبر کنیم طوفان بگذره.
زندگی اینه که
یاد بگیریم چطور زیر بارون برقصیم.

[ ۱۳۸٩/٤/٦ ] [ ۱:٤۸ ‎ب.ظ ] [ Shiva ]

من از خدا خواستم
که پلیدی های مرا بزداید.
خدا گفت:

نه، آنها برای این در تو نیستند که من آنها را بزدایم .
بلکه آنها برای این در تو هستند که تو در برابرشان پایداری کنی

من از خدا خواستم
که بدنم را کامل سازد.
خدا گفت:

نه، روح تو کامل است. بدن تو موقتی است.

 من از خدا خواستم
به من شکیبائی دهد.
خدا گفت:

نه، شکیبائی بر اثر سختی ها به دست می آید.
شکیبائی دادنی نیست بلکه به دست آوردنی است

من از خدا خواستم
تا به من خوشبختی دهد.
خدا گفت:

نه، من به تو برکت می دهم خوشبختی به خودت بستگی دارد.

 من از خدا خواستم
تا از درد ها آزادم سازد.
خدا گفت:

 نه، درد و رنج تو را از این جهان دور کرده و به من نزدیک تر می سازد.

 من از خدا خواستم
تا روحم را رشد دهد.
خدا گفت:

نه، تو خودت باید رشد کنی ولی من تو را می پیرایم تا میوه دهی.

 من از خدا خواستم
به من چیزهائی دهد تا از زندگی خوشم بیاید.
خدا گفت:

نه، من به تو زندگی می بخشم تا تو از همۀ آن چیزها لذت ببری

 من از خدا خواستم
تا به من کمک کند تا دیگران را همان طور که او دوست دارد، دوست داشته باشم
خدا گفت : ...

 امروز روز تو خواهد بود آن را هدر نده باشد
که خداوند تو را برکت دهد...
برای دنیا ممکن است تو فقط یک نفر باشی ولی برای یک نفر،
تو ممکن است به اندازۀ دنیا ارزش داشته باشی.
داوری نکن تا داوری نشوی .
آنچه را رخ می دهد درک کن و بدان که برکت خواهی یافت.

[ ۱۳۸٩/٤/٦ ] [ ٩:۱٩ ‎ق.ظ ] [ Shiva ]

خودت را باور داشته باش

[ ۱۳۸٩/٤/٢ ] [ ٤:٠٧ ‎ب.ظ ] [ Shiva ]

جایی  که در آن هر غیر ممکنی؛ ممکن می شود
تنها اگر به هدف هایمان ایمان داشته باشیم

[ ۱۳۸٩/٤/٢ ] [ ۳:٥۸ ‎ب.ظ ] [ Shiva ]

وقتی داری در دریای زندگی سفر میکنی ..
از طوفان ها و امواج نترس
بگذار تا از تو بگذرند ..
تو فقط به سفرت ادامه بده و استقامت داشته باش.
همیشه به خاطر داشته باش ..

 
دریای آرام، ناخدای با تجربه و ماهر نمی سازد.

[ ۱۳۸٩/٤/٢ ] [ ۳:٥۳ ‎ب.ظ ] [ Shiva ]

آغوشت را به سوی دگرگونی بگشای،
امّا از ارزش های خود دست بر ندار

[ ۱۳۸٩/۳/۳۱ ] [ ۱:٢٩ ‎ب.ظ ] [ Shiva ]

زندگی تاس خوب آوردن نیست،
تاس بد را خوب بازی کردن است000

[ ۱۳۸٩/۳/٢۳ ] [ ۱٠:٥٤ ‎ق.ظ ] [ Shiva ]

زندگى کردن مثل دوچرخه سوارى است. آدم نمى افتد، مگر این که دست از رکاب زدن بردارد.
اوایل، خداوند را فقط یک ناظر مى دیدم، چیزى شبیه قاضى دادگاه که همه عیب و ایرادهایم را ثبت می‌کند تا بعداً تک تک آنها را به‌رخم بکشد. به این ترتیب، خداوند مى خواست به من بفهماند که من لایق بهشت رفتن هستم یا سزاوار جهنم.
او همیشه حضور داشت، ولى نه مثل یک خدا که مثل مأموران دولتى. ولى بعدها، این قدرت متعال را بهتر شناختم و آن هم موقعى بود که حس کردم زندگى کردن مثل دوچرخه سوارى است، آن هم دوچرخه سوارى در یک جاده ناهموار! اما خوبیش به این بود که خدا با من همراه بود و پشت سر من رکاب مى‌زد.
آن روزها که من رکاب مى‌زدم و او کمکم مى‌کرد، تقریباً راه را مى‌دانستم، اما رکاب زدن دائمى، در جاده‌اى قابل پیش بینى کسلم مى‌کرد، چون همیشه کوتاه‌ترین فاصله‌ها را پیدا مى‌کردم. یادم نمى‌آید کى بود که به من گفت جاهایمان را عوض کنیم، ولى هرچه بود از آن موقع به بعد، اوضاع مثل سابق نبود.
خدا با من همراه بود و من پشت سراو رکاب مى‌زدم. حالا دیگر زندگى کردن در کنار یک قدرت مطلق، هیجان عجیبى داشت. او مسیرهاى دلپذیر و میانبرهاى اصلى را در کوه ها و لبه پرتگاه ها مى شناخت و از این گذشته می‌توانست با حداکثر سرعت براند، او مرا در جاده‌هاى خطرناک و صعب‌العبور، اما بسیار زیبا و با شکوه به پیش مى‌برد، و من غرق سعادت مى‌شدم.
گاهى نگران مى‌شدم و مى‌پرسیدم، «دارى منو کجا مى‌برى» او مى‌خندید و جوابم را نمى‌داد و من حس مى‌کردم دارم کم کم به او اعتماد مى‌کنم. بزودى زندگى کسالت بارم را فراموش کردم و وارد دنیایى پر از ماجراهاى رنگارنگ شدم.
هنگامى که مى‌‌گفتم، «دارم مى‌ترسم» بر مى‌گشت و دستم را مى‌گرفت.
او مرا به آدم‌هایى معرفى کرد که هدایایى را به من مى‌دادند که به آنها نیاز داشتم. هدایایى چون عشق، پذیرش، شفا و شادمانى. آنها به من توشه سفر مى‌دادند تا بتوانم به راهم ادامه بدهم. سفر ما؛ سفر من و خدا. و ما باز رفتیم و رفتیم..
حالا هدیه ها خیلى زیاد شده بودند و خداوند گفت: «همه‌شان را ببخش. بار زیادى هستند. خیلى سنگین‌اند!» و من همین کار را کردم و همه هدایا را به مردمى که سر راهمان قرار مى‌گرفتند، دادم و متوجه شدم که در بخشیدن است که دریافت مى‌کنم. حالا دیگر بارمان سبک شده بود. او همه رمز و راز هاى دوچرخه سوارى را بلد بود. او مى‌دانست چطور از پیچ‌هاى خطرناک بگذرد، از جاهاى مرتفع و پوشیده از صخره با دوچرخه بپرد و اگر لازم شد، پرواز کند..
من یاد گرفتم چشم‌هایم را ببندم و در عجیب‌ترین جاها، فقط شبیه به او رکاب بزنم. این طورى وقتى چشم‌هایم باز بودند از مناظر اطراف لذت مى‌بردم و وقتى چشم‌هایم را مى‌بستم، نسیم خنکى صورتم را نوازش مى‌داد. هر وقت در زندگى احساس مى‌کنم که دیگر نمى‌توانم ادامه بدهم، او لبخند مى‌زند و فقط مى‌گوید:

 «رکاب بزن....»

[ ۱۳۸٩/۳/٢ ] [ ۳:٠٠ ‎ب.ظ ] [ Shiva ]

برای رسیدن به شادی باید از پل غم گذشت . . .
و این به این دلیل است که وقتی به شادی رسیدیم 
یادمان باشد که چه سختی هایی را برای رسیدن به آن تحمل کرده ایم؛
تا قدر شادی بدست آمده را بدانیم . . .
در تمام طول مدتی که برای رسیدن به خواسته هایمان تلاش می کنیم و تمام
سختی هایی که تحمّل می کنیم؛
خداوند برایمان خوشحالی کنار خواهد گذاشت . . .
و به ما خواهد فهماند که هیچ چیزی به آسانی بدست نمی آید . . .
و برای رسیدن به هر چیز باید به قدر ارزش آن تلاش کرد . . .
هرچه ارزش هدف والاتر، تلاش و تحمل سختی ها بیشتر . . .
هرچه هدف دور تر باشد، تعداد پله هایی که باید طی شود هم بیشتر می شود . . .
و انرژی لازم هم بیشتر ! . . .
در پس همه مشکلات شادی نهفته است . . .

کافیست با ذره ای تلاش سد مشکلات را ویران کنیم
تا شادی و خوشحالی جاری شود!

[ ۱۳۸٩/۱/۳٠ ] [ ٩:٥٤ ‎ق.ظ ] [ Shiva ]

از کوه بیاموز، ایستادگی را و سکوت را و رو به آسمان رفتن را

[ ۱۳۸٩/۱/٢٤ ] [ ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ ] [ Shiva ]

نو بهار است در آن کوش که خوش دل باشی
که بسی گل بدمد باز و تو در گل باشی
من نگویم که کنون با که نشین و چه بنوش
که تو خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی

[ ۱۳۸٩/۱/٢٢ ] [ ۱:٢۸ ‎ب.ظ ] [ Shiva ]

نفرتها را با یک شاخه گل، با یک لبخند پاک کن. مگذار کسی تو را از تو بودن دور کند. خودت باش و خودت. و خودت را زندگی کن. دنیا مجموعه ای از فضاهایی است که تو در آن حضور داری. هر جا خودت را فراموش کردی، از آنجا بگریز. دنیایی که تو را از خودت بیگانه کند، دنیای تو نیست. دنیای تو باید سرشار از صداقت و مهربانی دوستی و عشق باشد.

جای‌جای سرزمین دلت را با صداقت آبیاری کن. مگذار علف هرزی در وجودت بروید، که اگر مراقب نباشی، در آنی به دشتی بدل می شود. و این هرز‌علفها، سبزی وجودت را می خشکانند.

... و همیشه عاشق باش. هر روز صبح که از خواب بیدار می شوی، با خودت تصمیم بگیر که عاشق یک چیز تازه ای بشوی. عشق هرگز کافی نیست. یا عاشق نشو، یا اگر شدی، عاشق همه باش. وجودت را وقف عشق کن. و جهانی بساز، بی نفرت و بی کینه.

و غروب که شد، دوباره منتظر باش. منتظر صبح، تا دوباره عاشق بشوی. انتظار، انتظار و نرسیدن. این قصه تلخ هر روز تکرار می شود. از نرسیدن هراس مکن. تو تلاش کن که عاشق باشی، هرچند که انتظار، آرامشت را بهم بریزد.  عشق و انتظار با هم زاده می شوند و با هم میمیرند.

عشق، نرسیدنی همیشگی است. عشق با رسیدن به پایان می رسد. پس منتظر باش. تا همیشه عاشق باشی!

[ ۱۳۸٩/۱/۱٥ ] [ ٩:۳٩ ‎ق.ظ ] [ Shiva ]

بهار، بهترین بهانه برای آغاز
و
آغاز، بهترین بهانه برای زیستن است

هورا آغاز بهار ٨٩ بر شما خجسته بادهورا

هوراهورا

هورا

[ ۱۳۸۸/۱٢/٢٥ ] [ ۱٠:۳٠ ‎ق.ظ ] [ Shiva ]

با غزل ها هم آواز
در ژرفای واژه گم باید شد
همراه با باد گذرا چون خود او، بی رنگ
چون آب زلال راه فردا را باید پیمود
هم جنس با صخره‌، مبارزه را باید آموخت
و از جنس بهار، در لطافت یک موسیقی گم باید شد
تابلوی طبیعت به اندازه همه نگاه ها جا دارد
در معنی و راز این تابلو غرق باید شد
آرامش را باید از یک گل آموخت
که چگونه بی اضطراب از غم فردایی، زندگی را دریافته
و هنگام پژمردن، چه آگاهانه مرگ را پذیرا می شود
ایمان باید داشت
ثانیه ها هرگز ـ نه ایستادند
و هر لحظه به اندازه یک دنیا، اتفاق خوب و بد در خود پنهان کرده
این چنین شاید، زندگی زیباتر شود
آی که غم زندگی ات را تیره کرده
چه انجامی برای این دایره بسته، زندگی
کاش آه آرامش را قبل از رسیدن بکشی
و با هم بدانیم که شبی هرگز جاودان نشده ...
به بی تابی ها بگو،

کمی صبر لحظه ها راه خود را خواهند رفت

[ ۱۳۸۸/۱٢/۱۸ ] [ ۸:٥٢ ‎ق.ظ ] [ Shiva ]

انسان سرشار از توانایی و استعدادهای شناخته و ناشناخته است. بیایید خودمون رو دست کم نگیریم.
بیایید با همه سختیها به هم لبخند بزنیم و شادی رو به هم هدیه بدیملبخند.
بیایید منتظر این نباشیم که دیگران به ما محبت کنن یا در دوستی رو، به روی ما باز کنن.
بیایید با اخلاق خوش و لبخند به دیگران، لذت زندگی رو در اطرافیانمون ایجاد کنیم .
بیایید تا هستیم، قدر با هم بودن رو بدانیم.

شاید فردا برای من و تو دیر باشد.

[ ۱۳۸۸/۱٢/۱۱ ] [ ۳:٤۳ ‎ب.ظ ] [ Shiva ]

ما برای یادگیری به دنیا آمده ایم و جهان، معلم ماست
وقتی در درسی مردود می شویم باید دوباره ثبت نام کنیم ....
و دوباره شرط ورود به کلاس بعدی، یادگیری درس فعلی است
درسهای دنیا بی پایانند...

[ ۱۳۸۸/۱٢/۱۱ ] [ ۳:۳۳ ‎ب.ظ ] [ Shiva ]

ای کاش می دانستی
زندگی با همه ی وسعت خویش محفل ساکت غم خوردن نیست.
حاصلش تن به قضا دادن و پژمردن نیست.
زندگی جنبش و جاری شدن است.
از تماشاگه آغاز حیات تا به جایی که خدا می داند
.

[ ۱۳۸۸/۱٢/۱۱ ] [ ۳:٢٧ ‎ب.ظ ] [ Shiva ]

ای کاش میشد در قصه ها زندگی میکردیم ای کاش زندگی ما در قصه ای شیرین و زیبا خلاصه میشد: قصه ای که در آن غم و غصه وکینه راه نداشت قصه ای که در آن غم و جدائی نبود قصه ای که فقط مهر و عاطفه و لبخند داشت و همه اش شادی و نشاط بود. ای کاش زندگی هم مانند قصه مادر بزرگ با یکی بود و یکی نبود آغاز میشد و در زیر گنبد کبود با خیر و خوشی به پایان میرسید قصه های مادربزرگ همیشه پایانی خوش و شیرین داشت  و در قصه هایش همیشه بعد از قهر و جدائی آشتی و جشن و سرور بر پا بود ای کاش ما هم در همان قصه مادر بزرگ زندگی میکردیم و خوشبختی را با تمام وجود لمس میکردیم.

[ ۱۳۸۸/۱٢/۳ ] [ ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ ] [ Shiva ]

خوب بودن به خدا سهل ترین کار است. تاریکی زایده بدیهای انسانهاست.گاه در اوج تابش خورشید میتوان ظلمات بود و ترس بخشید، وحشت بود و سکوت بخشید، انسان اساس همه بدیها ونیکیهاست.
گاه میتوان در کنار زمزمه جوی آبی نشست و بی آنکه بدانیم کجاییم در قعرتاریکی های خود ساخته خود فرو رفته باشیم. میتوان فرشته زیبای آزادی را در قفسی که خود ساخته ایم زندانی کنیم و کلیدش را در سرزمین قهر گم کنیم.
شاید درون ما اقیانوس متلاطمی ست که امواج آن به ساحل ما می خورد! شاید درون ما آتشکده عظیمی است که فواره آن وجود ما را می سوزاند.
تاریکیها ،قفلها،قفسها ساخته من است ساخته توست.
چرا همیشه باید قفل بدون کلید بسازیم؟ چرا باید کوچه بنبست بیابیم؟پر پرواز بشکنیم؟درد بی درمان بجوییم؟
یک روز، فقط یک روز در پی نیکیها بگردیم. قفل قفسها را بشکنیم.با نورمان قلبی را روشن کنیم.با لبخندمان سکوت مرگباری را بشکنیم.....
من نمیدانم و همین درد مرا سخت می آزارد.... که چرا انسان،این دانا پیغمبر در تکاپوهایش:چیزی از معجزه آن سوتر ره نبرده ست به اعجاز محبت،چه دلیلی دارد؟ چه دلیلی دارد که هنوز مهربانی را نشناخته است؟ و نمیداند در یک لبخند،چه شگفتی هایی پنهان است!
من برآنم که در این دنیا خوب بودن به خدا سهل ترین کار است و نمیدانم،که چرا انسان،تا این حد، با خوبی بیگانه است.

 و همین درد مرا سخت می آزارد ....
و همین دردمرا سخت می آزارد!

[ ۱۳۸۸/۱۱/۱٧ ] [ ۱٢:٥٤ ‎ب.ظ ] [ Shiva ]

هیچ انسانی آزاد به دنیا نمی آید.
رهایی, موهبتی هست که به خاطر آن تلاش می کنیم.

[ ۱۳۸۸/۱۱/۱٧ ] [ ۱٢:٤۱ ‎ب.ظ ] [ Shiva ]

دوستی هدیه پیچیده به روبانها نیست
که کسی روز تولد به کسی هدیه بده

[ ۱۳۸۸/۱۱/۱٧ ] [ ۱٢:۳۸ ‎ب.ظ ] [ Shiva ]

چوبه های دار را همیشه ،محکمتر از معبدهای رازآلود میسازند تا یادمان باشد که فرصت ها همیشه به آدمی روی نمی کنند و رفتن، همیشه نزدیک است. نزدیکتر از من به تو، وقتی میخواهم تو را مهمان واژه های دوستانه ام کنم. فرصتها همیشگی نیستند.
نمی شود کسی را از خود رنجاند، آنگاه بعدها که پشیمانی به ما روی آورد، انتظارداشته باشیم درمزرعه دلی که شکسته ایم شکوفه های گیلاس زندگی را در تابلوی بهار به تماشا بنشینیم. درهای دوستی هر صد هزارسال یکبار بروی آدمیان گشوده می شوند. و هر روز، شاید همان روز صد هزارسال بعد باشد. نباید فرصتها را حتی به همین چند لحظه دیگر واگذارکرد.

لذت هرچیزی مال همان لحظه است.
حسرتها خزان می کنند ما را.
تخم تردید اگردرزمین دوستی هامان جان بگیرند،
جانمان را می گیرند
و
جا را برای زندگی تنگ می کنند

[ ۱۳۸۸/۱۱/۱٧ ] [ ۱٢:٢٥ ‎ب.ظ ] [ Shiva ]

تو همانی که می اندیشی!
اندیشه ی توست که زندگی ات را می سازه
می خوای زندگی ات رو عوض کنی؟؟
فکرتو عوض کن.

[ ۱۳۸۸/۱۱/۱٧ ] [ ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ ] [ Shiva ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

صفحات دیگر